+ نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط علی رضا فرزانه
|
نام من : علی رضا فرزانه
نوشتن رهایی از وابستگی و وابستگی به رهایی است.(ع.ر.ف)
خاطره ی کفش ها.
قطره قطره
توی پیراهنش آب می شد
و تکه تکه
من او را
گم می کردم
هر بار که انگشتانش را می شمردیکی کم داشت
شب نزدیک می شد
و او هیچ قصه ای برای خوابیدن نداشت
مگر خاطره ی کفش هایی که هرگز نپوشیده بود.
(چاپ شده در هیجدهم فروردین ماه هشتاد و چهار در روزنامه شرق)
علی رضا فرزانه
Drop by drop she was melting in her shirt and piece by piece I was losing her whenever she counted her fingers one was being missed the night was approaching and she did not have any story for sleeping except for the image of the shoes she never had worn
ترجمه :دکتر میثم بادام چیان و خانم دکتر دوریم کاباسکال