تبليغاتX
خاطره کفش ها

خاطره کفش ها

مدام  حرف می زدم

که از یادم بروی

سکوت می کنی در خاطرت بمانم!؟

 

حرفها

تبخیر خون در رگهای من است.

+ نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط علی رضا فرزانه  |