تبليغاتX
خاطره کفش ها

خاطره کفش ها

هنوز آن کلمات بی حروف

در متن روزها

شبها

نیامده است

وگرنه برایت می نوشتم روزگارم چگونه است

اما،می دانم نه شبیه شعر  است

و نه هیاهوی توی خیابانها

شاید شبیه لبان توست

که بی کلام باز می شود

شبیه چشمانت که بی خواب بسته می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط علی رضا فرزانه  |