نوری
از شکاف در
دزدیده نگاه می کند
هم آغوشی دو تن
که بر هم ساییده می شوند .
۲-
تو را از هر چشم که نگاه می کنم زیبایی
شبیه چیزی نیستی
اما، چقدر
هواپیما
آفتاب
و
گل
شبیه تواند .
نظرات عزیزان و دوستان گرامی:
کیوان اصلاح پذیر
این تشبیه عجیبی است و عجیب تر آن است که بخواهیم ارتباط این تشبیه را با یار دریابیم . مشبه در شعر غایب است و ما او را از پنجره کوچک هواپیما می بینیم . از آن بالا همه چیز کوچک اما بی نقص است . مزرعه ها و شهرها از بالا مثل کارت پستال هستند و زشتی ها و نقص ها دیده نمی شوند .
پرستو ارسطو
درآمیزش عناصر شعری در هم فقط جنبه فیزیکی و جسمی را نمیتوان دال بر متناسب یا غیر متناسب بودن آنهادانست چنانچه می بینیم درچنین ارتباطی باکیفیت های مادی (فلز و گیاه )شعر باحسی بسیار زیبا عاشقانه به ارگاسم رسیده!
هردو شعر بسیار بکر و گیرا بودند
دست مریزاد
با درود و احترام
عاطفه صرفه جو
سلام
" گل " بهترین گزینه بود برای ارتباط دادن زیبایی در سطر اول که صفتی برای معشوق این شعر به حساب می آید. این معشوق همه چیز دارد . از هواپیما که پرنده ای آهنین بال است و اینجا به عنوان نماد سفر آن هم به شکلی مدرن نشسته در سطر تا آفتاب که داغ است و می رویاند بی هیچ توقعی تا گل که زیبایی رخسار یار است. این همه در چند کلمه زیبا و و موجز بیان شد. و مهمتر از روساخت شعر اندیشه ی زیر بنایی شعر است که با پیچشی دایره وار برمی گردیم به ابتدای شعر به اینکه شبیه نیستی به هیچ چیز و این شباهت به همه چیز خود شباهتی را در دل دارد. در ثانی شاعر از بی جان و جاندار ! اشیائ و گیاه بهترین کار کرد را کشیده.بدرود تا شعری تازه تر از شما.
صادق داداکریمی
سلام
ممنون از حضور و نقد خوب و به جا
و در مورد شعر شما بزرگوار
هواپیما و آفتاب،هر دو مسافر اند،پس اگر مخاطب را به حال خود رها کرد که خودش به این کشف برسد به گمانم بهتر است...(با خانم رضایی موافقم)
سفر در ذات هواپیما و آفتاب است(یکی شکلی مدرن و واقعی دارد و دیگری شکلی سنتی،کهنه و حقیقی_که تقابل این دو با پارادوکس یاد شده بسیار زیبا است)
اما گل:رابطه ی گل با دیگر کلید های شعر بسیار دور است،اگرچه بادیدی عمیق تر می توان گل را هم مسافر به حساب اورد(البته گلبرگ به گمانم بهتر است)
شاعر با تشبیه عناصری چون هواپیما و آفتاب (و گل) معشوق را بی نهایت بالا برده.
متشکرم
