تبليغاتX
خاطره کفش ها

خاطره کفش ها

هر لحظه

 

واژه ای درونم پژمرده می شود

 

حرف بزن دریا!

 

کلافه ام.

 

خوشا به حال گوش ماهی ها

 

که همیشه بر لبان تو اند.

 

نظرات و نقد دوستان عزیز

کیوان اصلاح پذیر

 

شاعر به زیبایی هرچه تمامتر دلیل کلافگی خود را پنهان میکند تا در بخش دوم شعر با نشاندن دریا به جای یار و ماهی به جای خود آن را آشکار کند . رابطه ی ماهی (من سخنگو) با دریا ( توی شنونده ) بسیار دقیق و زیباست . دریا بر ماهی محاط است و حرف های او را نه از لب به گوش که در هماغوشی درک میکند .

 

 

 پرستو ارسطو

 

شعر به خوبی وزیبایی استحاله پذيری درون خسته و بیقرارشاعر را
در بازی ماهو ی با كلمات و مفاهيمی چون واژه ،پژمردن ،دریا، کلافه ،و گوش
نمایش داده علی فرزانه شاعری است که در اشعارش بیشتر با شعور شعری شعر میسازد تا باشور درونش .مضمون اشتیاق و التهاب در عشق در این شعر در وستعی آبی وزلال تجسین بر انگیز است.


 

مهدی حسین زاده

 

شعر با همه کوتاهی ، حرف خود را می زند و آن بار حسرتی که شاعر در خود حمل می کند را به نحوی زیبا جایگزین دریا و گوش ماهی کرده است بدون یک حرف اضافه:

سکوت شاعر و واژه در برابر خروش دریا و گوش ماهی ها

 

لیلا کردبچه

 

هر لحظه



واژه ای درونم پژمرده می شود


کاش به جای این دو سطر تصویری می آوردید که کلافه بودن شاعر از سکوت را نشان دهد .
و پیشنهاد دیگرم این است که حرف را همراه یای وحدت بیاورید :
حرفی بزن دریا .

 

 

مسلم ناظمی

 

سلام! شعر خوبی است اما به نظرم جمله کلافه ام می توانست حذف شود. تصویر گوش ماهی برلب دریا ایهام بسیار زیبایی داشت.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط علی رضا فرزانه  |